چو از دل بر آید نشیند به دل

چو از دل بر آید نشیند به دل

دل نوشته های من...
چو از دل بر آید نشیند به دل

چو از دل بر آید نشیند به دل

دل نوشته های من...

بی همتای ماندگار...

جانانی و 

برفت و فدای شد به شُکوهِ وجودت

دل

که شِکوه بر لب بسی آمدست 

ز فراقِ یار و اندیشه ی نگار و 

رایحه ی دلربایت.


بگشای چشم و آغوش و 

دل را

دَر کَش 

کین مجال بَس تنگ است و

دل، تنگ تر.


دارمت به عظمتِ داشتن دوست

ای

بی همتای ماندگار...


از: احمدرضا زارعی


Share/Bookmark

چشمانِ تو

چشمانِ تو و

آسمانِ من.

که سوخت و تا خاکستر بودنش راهی نیست، آشفته ی دل را
آبی باش و بر آتَشَم ببار و
خوابم کن
تو
ای 
معنای آرامِش...

از: احمدرضا زارعی



Share/Bookmark

شکسته نخواهم بود..

به شکستن نشست آرزوی دیرینش و

شکسته نگشت ایستاده ی قامتش

و چنین بود که

زندگانیَش آغاز گشت.


به شکستَنِشان خواهد کشانید 

نامردمکان را

در منتهای پروازی که در انتظار نشسته او را

دلی که به زنده بودن امید نمی بازد...


از: احمدرضا زارعی




Share/Bookmark

اشک...

اشک
در اوج
می بارد.

آنجا که نمی گنجد من در پوست

ز شادیِ با تو بودن
آن زمان که لبریزم فرمودی از عشق
یا
بدانجا که گِرِه شوند مشتان و ابروان خمودگی از یاد برند و
لب به نشانِ طاقِ غم در آید
آنجاست که اشک
خواهَدَم خیسانید صورت را.

به تو می اندیشم و 
آه است و حسرت و 
دستانی پُر از
هیچ...

از: احمدرضا زارعی


Share/Bookmark

هوای تو

دل است و
هوای تو
که ثانیه به ثانیه
زنده بودنِ مرا گوشزدم می کند
که معشوقت، هست.
به هر نفس که آید و رَوَد
همه شُکر است
بودنِ تو
و
بودنِ من، در دنیایی که تو در آن نفس می کشی.

مستم و مست ترم کن
رویای همیشگیِ من

از: احمدرضا زارعی

Share/Bookmark

دلتنگیِ تو...

سلام عزیزان


این کارِ midi  از اولین ساخته ی من هست، واسه پیانو. منتظر نظرای هستم عزیزان. اسم آهنگ هست "دلتنگیِ تو".


انشالا تا چند وقت دیگه اجراش میکنم و فایل تصویریش رو هم میذارم روی وبلاگ.


شاد باشین و سلامت 


دلتنگیِ تو

Share/Bookmark

باز، عشق...

چو شیرینِ لبخندی فروزان آید

من، مجنون خواهم بود.

چو خفته آیی در آغوش

من تشنه خواهم بود

که جرعه جرعه ز پهناورِ وجودِ تو خواهم فرو بردن

که سیرابش سازم آشفته ی خود را 

ز دریایِ لبانت.

مرگ را سزایم باد

آنگاه که خفته غرق گردم

در رایحه ی تو

در آن لحظه که خیره و خمار به چشمانم نگری و گویی تا

باز، بوسه

باز، تو

باز

عشق...


از: احمدرضا زارعی


Share/Bookmark

اتفاق

بهترینی
در واژه ی "اتفاق"
که گفتن و شکفتن گرفتست.

آرزویم
یکیست و
تنها
تو...

از: احمدرضا زارعی


Share/Bookmark

محبوبِ من

اندیشه ایست در دل.
مرا باز گو که
هست اندیشه ای از من در تو
بدین گاه که لحظه را با یادِ تو سر می کنم؟

کاش تا هر دم به دمی که می آیدم بر سینه
بازدمی از ذهنِ تو
یادی باشد از این بی دلِ مجنون
که نابودیش خواهد بود
گر که محبوب، مهرویش نباشد و
نگردد...

از: احمدرضا زارعی

Share/Bookmark

مادر

مادر

یعنی بهشت

یعنی

محبتی که بی هیچ خواستنی بخشیده شدست و

آغوشی که هیچ گاه بسته نیست.

یعنی

آرامشی کز ابتدا بودست و

هست

همیشه.

مادر یعنی سلامی که سلامت است نگاهِ به چشمانش

گر که بنگری به خندانِ صورتش

آسایشیست که لبریزت گرداند دل را

کین

رضای کردگار است...

 

مادر

یعنی

عشق...


از: احمدرضا زارعی

Share/Bookmark