| ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
| 1 | ||||||
| 2 | 3 | 4 | 5 | 6 | 7 | 8 |
| 9 | 10 | 11 | 12 | 13 | 14 | 15 |
| 16 | 17 | 18 | 19 | 20 | 21 | 22 |
| 23 | 24 | 25 | 26 | 27 | 28 | 29 |
| 30 | 31 |
تو چه کردی که تنی سبز، به زردی گروید
ورقی خَم شد و، پوسید و، بهاری ترسید
تو چه کردی که زبانِ منِ من، بی جان شد
راهِ خاموشیِ ما شد سببی بر تردید
همه آغازِ سقوطی شد و، پا خورده و، خورد
ریز شد زیرِ سکوتی که دو چشمان می دید
آه! این شاخه ی امید؛ گرفتار شدست
بادِ سختیست؛ که بر هر طرفش می گردید
این جماعت همه تن خسته و دل مرده شدند
در سقوطی به زمین می نگریدند؛ شنید
دل که: "افتانِ تو، آغازِ بهاری دگر است
باز می بخشم از این بادیه نوری به امید"
از: احمدرضا زارعی
تواناییت توی شعر گفتن مخصوصا بداهه ستودنیه دوست عزیز من.
یقین دارم روزای پر نور تر و بهتری در انتظار این همه ذوق و استعدادِ
سلام بیتا خانم.

ممنون از این حسن نظر پر شور شما دوست خوبم
امیدوارم لطفتون باشه تا همیشه