اشک
در اوج
می بارد.
آنجا که نمی گنجد من در پوست

سلام عزیزان
این کارِ midi از اولین ساخته ی من هست، واسه پیانو. منتظر نظرای هستم عزیزان. اسم آهنگ هست "دلتنگیِ تو".
انشالا تا چند وقت دیگه اجراش میکنم و فایل تصویریش رو هم میذارم روی وبلاگ.
شاد باشین و سلامت
چو شیرینِ لبخندی فروزان آید
من، مجنون خواهم بود.
چو خفته آیی در آغوش
من تشنه خواهم بود
که جرعه جرعه ز پهناورِ وجودِ تو خواهم فرو بردن
که سیرابش سازم آشفته ی خود را
ز دریایِ لبانت.
مرگ را سزایم باد
آنگاه که خفته غرق گردم
در رایحه ی تو
در آن لحظه که خیره و خمار به چشمانم نگری و گویی تا
باز، بوسه
باز، تو
باز
عشق...
از: احمدرضا زارعی


مادر
یعنی بهشت
یعنی
محبتی که بی هیچ خواستنی بخشیده شدست و
آغوشی که هیچ گاه بسته نیست.
یعنی
آرامشی کز ابتدا بودست و
هست
همیشه.
مادر یعنی سلامی که سلامت است نگاهِ به چشمانش
گر که بنگری به خندانِ صورتش
آسایشیست که لبریزت گرداند دل را
کین
رضای کردگار است...
مادر
یعنی
عشق...
از: احمدرضا زارعی

با سلام خدمت همه ی دوستای گُلم.
بعد از چند وقت کار کردن با پیانو، تصمیم گرفتم که تنظیم هایی رو که باهاش انجام دادم رو هم بگذارم روی وبلاگم. امیدوارم دوستای گلم منو از نظرهاشون محروم نکنن، تا بتونم روی نوشته هام کار کنم و کارای خوبی ارائه بدم، البته با یاری شما دوستای خوبم 
تا چند روز دیگه اولین کارم رو میذارم اینجا، منتظر نظرات خوبتون هم خواهم بود عزیزان ...
ممنون که تا حالا همراه بودین، امیدوارم دلگرمیتون رو نگیرین از من...
دوستدار همیشگی شما، احمدرضا 3> 3>

بنگر مرا
سخنیست تا گویم تو را.
نمی دانم
گر که بر زبان آید
بگذر ز گذارِ جوی عمری که توراست
روی بچرخان و بین دستانِ لرزانِ به سویت شتابان را
که حلقه شوند و
تنگ گردند و
در آن نقطه که میانی نیست بینِ تنِ من و تو
آهسته
به زمزمه نوازش گردانم تو را که
"دوستت دارم..."
از: احمدرضا زارعی
