چو از دل بر آید نشیند به دل

چو از دل بر آید نشیند به دل

دل نوشته های من...
چو از دل بر آید نشیند به دل

چو از دل بر آید نشیند به دل

دل نوشته های من...

گمشده در عشق...

تو
هم درونِ منی و
هم نیستی!

هم لبخندی تو بر لبانم و
هم غم.

کیستی؟
چیستی؟
به چه توان تو را تشابهی یافتن؟
که فراتر ز زمین و زمانی.

در تو گُم گشته من.
به نازنینِ نگاهت
دستی
کلامی
رسان و بگوی و فِرِست نشانه ای از خود
که بی من گشته جانم بی تو...

از: احمدرضا زارعی

نظرات 0 + ارسال نظر
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد