چو از دل بر آید نشیند به دل

چو از دل بر آید نشیند به دل

دل نوشته های من...
چو از دل بر آید نشیند به دل

چو از دل بر آید نشیند به دل

دل نوشته های من...

نگاهم کن...

دنبال میکرد نگاهی را که به هر کجا می بود
جز چشمان در انتظار او
می شنید نام را که در پی نامی از دهان یار روان می گشت
که بود از همه در آن
جز نامی از او

چشمی در انتظار به دیدار یار دل خوش داشت و آهی سر بداد که
کاش می شد غرقینه ی امواج نگاهت بود دل
کاش می شد در تپش تند سینه هیچ نشنید
و هیچ ندید
جز تو

ای معشوق
نگاهم کن...

از: احمدرضا زارعی

نظرات 3 + ارسال نظر
dr mosi چهارشنبه 13 مهر‌ماه سال 1390 ساعت 01:58 ق.ظ http://irdownload.blogfa.com

هوا دلگیر ، درها بسته ، سرها در گریبان ، دستها پنهان نفسها ابر ، دلها خسته و غمگین درختان اسکلتهای بلور آجین زمین دلمرده ، سقف آسمان کوتاه غبار آلوده مهر و ماه زمستان است

عبدالرحیم زنداستا چهارشنبه 13 مهر‌ماه سال 1390 ساعت 05:18 ب.ظ http://ندارم

من هم میخوام یک وب بسازم ولی بلد نیشستم

خدمتتون مفصل خواهم گفت دوست عزیز

me چهارشنبه 13 مهر‌ماه سال 1390 ساعت 11:48 ب.ظ

niceeeeee

ممنون

ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد